به نام خدا
قصد دارم که در این پست عملیاتهایی که در جنگ هشت ساله انجام شده نام ببرم و آنهایی را که توانستم توضیح بدهم.
از تمامی کسانی که می توانند به هر نحوی به من کمک کنند خواهشمندم که دریغ نفرمایند.
با تشکر
ادامه مطلب
به نام خدا
قصد دارم که در این پست عملیاتهایی که در جنگ هشت ساله انجام شده نام ببرم و آنهایی را که توانستم توضیح بدهم.
از تمامی کسانی که می توانند به هر نحوی به من کمک کنند خواهشمندم که دریغ نفرمایند.
با تشکر
عصر
یک جمعه ی دلگیر .دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است
؟چرا آب به گلدان نرسیده است ؟چرا لحظه ی باران نرسیده است ؟و هر کس که در
این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است ؟به ایمان نرسیده است و غم عششق به
پایان نرسیده است ؟بگوحافظ دل خسته زشیراز بیاید
بنویسد .که هنوزم
که هنوزاست چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه ی احزان به
گلستان نرسیده است ؟دل عشق ترک خورد :گل زخم نمک خورد :زمین مرد:زمین مرد
:خداوند گواه است. دلم چشم به راه است و در حسرت یک پلک نگاه است.ولی حیف
نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی: برسد کاش صدایم به
صدایی ....
عصر این جمعه ی دلگیر .وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته
شود حس .تو کجایی گل نرگس ؟ به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی
است زجنس غم و ماتم .زده آتش به دل آدم و عالم .مگر این روز و شب رنگ شفق
یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای ای عشق مجسم که به جای
نم شبنم بچکد خون جگر از عمق نگاهت .نکند باز شده ماه محرم که چنین میزند
آتش به دل فاطمه آهت .به فدای نخ آن شال سیاهت .به فدای رخت ای ماه ! بیا
.صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم تویی آجرک الله
...عزیز دو جهان .یوسف در چاه .دلم سوخته از آه نفسش های غریبت .دل من بال
کبوتر شده .خاکستر پرپر شده .همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته
هوایی .و سپس رفته به اقلیم رهایی :به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی و
خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت .زیر رکابت ببری تا بشوم کرب و
بلایی .:به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد .نگهم خواب ندارد .قلمم
گوشه ی دفتر .غزل ناب ندارد .
شب من روزن مهتاب ندارد .
همه گویند به انگشت اشاره :
مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد .....؟؟
تو کجایی ..؟تو کجایی شده ام باز هوایی .شده ام باز هوایی ....
گریه
کن گریه و خون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای
آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه زمقتل بنویسم .و خودت نیز مدد
کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است
.به گستردگی ساحل نیل است ....
و این بحر طویل است .
و ببخشید اگر این مخمل خون بر تن تب دار حروف است .که این روضه ی مکشوف لهوف است .....
عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است .
و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است : ولی حیف که ارباب (( قتیل العبرات )) است .ولی حیف که ارباب
((اسیر الکربات )) است ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنه ی یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی ..
الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که (( الشمر ......))
خدایا چه بگویم .که (( شکستند سبو را و بریدند ))....
دلت تاب ندارد به خدا با خبرم .میگذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی .تو خودت کرب و بلایی .قسمت میدهم آقا
به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی ...
تو کجایی ....
تو کجایی ....
خداوند
گفت : دیگر پیامبری نخواهم فرستاد، از آن گونه که شما انتظار دارید، اما
جهان هرگز بی پیامبر نخواهد ماند و آن گاه پرنده ای را به رسالت مبعوث کرد.
پرنده آوازی خواند که در هر نغمه اش خدا بود، عده ای به او گرویدند و
ایمان آوردند.
و خدا گفت : اگر بدانید، حتی با آواز پرنده ای می توان رستگار شد.
خداوند
رسولی از آسمان فرستاد، باران، نام او بود. آنگاه که باران، باریدن گرفت،
آنان که اشک را می شناختند، رسالت او را دریافتند، پس بی درنگ توبه کردند و
روحشان را زیر بارش بی دریغ خدا شستند.
خدا گفت : اگر بدانید با رسول باران هم می توان به پاکی رسید.
خداوند
پیغام بر باد را فرستاد، تا روزی بیم دهد و روزی بشارت. روزی توفان شد و
روزی نسیم، و آنان که پیام او را فهمیدند، روزی در خوف و روزی در رجا
زیستند.
خدا گفت : آن که خبر باد را می فهمد، قلبش در بیم و امید می لرزد و قلب مؤمن این چنین است.
خدا
گلی را از خاک برانگیخت، تا معاد را معنا کند، و گل چنان از رستاخیز گفت
که از آن پس هر مؤمنی که گلی را دید، رستاخیز را به یادآورد.
خدا گفت : اگر بفهمید، تنها با گلی قیامت خواهد شد.
خداوند
یکی از هزاران نامش را به دریا گفت. دریا بی درنگ قیام کرد و سپس چنان به
سجده افتاد که هیچ از هزار موج او باقی نماند. مردم تماشا می کردند، عده ای
پیام دریا را دانستند، پس قیام کردند و چنان به سجده افتادند که هیچ از
آنها باقی نماند.
خداوند گفت : آن که به پیامبر آب ما اقتدار کند، به بهشت خواهد رفت.
و
به یاد دارم که فرشته ای به من گفت : جهان آکنده از فرستاده و پیامبر و
مرسل است، اما همیشه کافری هست تا باران را انکار کند و با گل بجنگد، تا
پرنده را درغگو بخواند و باد را مجنون و دریا را ساحر.
این سخنان فقط قسمت اندکی از نطق میرحسین موسوی در روز قدس سال 1365 است که بازخوانی آن،می تواند میزان تغییر ویا به بیان بهتر، نمایان شدن شخصیت واقعی میرحسین موسوی در سال 1388 را نشان دهد. زمانی که در روز قدس، طرفداران موسوی بار دیگر به دعوت او به خیابان ها آمدند و شعار نه غزه، نه لبنان،جانم فدای ایران را سر دادند و میر حسین بار دیگر به حمایت از کسانی پرداخت که به گفته ی خود او به طرفداری از ایران شاهنشاهی و ایران امریکایی به خیابان ها آمده بودند.
راهی که امریکا در تلاش برای تحمیل آن به ماست بریدن ما از جهان اسلام است و
اینکه ما پی مصالح خودمان در چارچوب مرزهای جغرافیایی خودمان بپردازیم و
نسبت به سرنوشت مسلمانان تحت فشار امریکا حساسیت نداشته باشیم اما انقلاب
اسلامی اینها را رد می کند.
روز جهانی قدس تذکر به ملت ماست که سرنوشت ما با سرنوشت همه مسلمانان پیوند
خورده است و دفاع از ایران بدون انقلاب اسلامی ، دفاع از ایران شاهنشاهی و
ایران امریکایی است.
آزادی قدس جزء هویت انقلاب اسلامی ماست ،انقلاب اسلامی بدون این فکر نمی
توانست در کشور ما تحقق یابد و در جهان نفوذ یابد از دست دادن این ایده و
این شعار مساوی است با از دست رفتن نفوذ انقلاب در داخل و خارج .
وظیفه ما تذکر است ،ما شما را به سرنوشت شاه ،سادات و تمامی خائنینی که دست
دوستی به سمت اسرائیل دراز کردندتوجه می دهیم.مسلمانان نمرده اند ،مسلمین
دست هر خائنی را که به سوی اسرائیل دراز شود قطع می کند!!!!!
این سخنان فقط قسمت اندکی از نطق میرحسین موسوی در روز قدس سال 1365 است که
بازخوانی آن ،می تواند میزان تغییر ویا به بیان بهتر، نمایان شدن شخصیت
واقعی میرحسین موسوی در سال 1388 را نشان دهد.زمانی که در روز قدس،
طرفداران موسوی بار دیگر به دعوت او به خیابان ها آمدند و شعار نه غزه ،نه
لبنان،جانم فدای ایران را سر دادند و میر حسین بار دیگر به حمایت از کسانی
پرداخت که به گفته ی خود او به طرفداری از ایران شاهنشاهی و ایران امریکایی
به خیابان ها آمده بودند.
از طرف دیگر بارها و بارها در زمان انتخابات ریاست جمهوری و قبل از آن،
سیاست خارجه دولت احمدی نژاد که پیرو همین نوع تفکر انقلابی بود از سوی
میرحسین و هم فکرانش به ماجراجویی و ایجاد بحران در کشور متهم شد و این قشر
به اصطلاح روشن فکر، احمدی نژاد را به پرهیز از رفتارهای ماجراجویانه
تشویق می کردند.
و به راستی که مسلمانان نمرده اند و دست هر خائنی که به سوی اسرائیل دراز
شود را قطع خواهند کرد.

باز
از بام جهان بانگ اذان لبریز است
مثنوی بار دگر از هیجان لبریز است
بحر آرام دگر باره خروشان شده
است
عمق بحرین پر از لولو مرجان شده است
دشمن
از وادی قرآن و نماز آمده است
لشکر ابرهه از سوی حجاز آمده است
با
شماییم شمایی که فقط شیطانی است
دین اسلام نه اسلام ابوسفیانی است
با شماییم که خود را خبری می دانید
و زمین را همه ارث پدری می دانید
با شماییم که در آتش خود دود شدید
فخر کردید که هم کاسهء نمرود شدید
ننگ دیگر به رخ اصل و نسب ننشانید
لکه ی ننگ به دامان عرب ننشانید
گرد باد آتش صحراست بترسید از آن
آه این طایفه گیراست بترسید از آن
هان! بترسید که دریا به خروش آمده است
خون این طایفه این بار به جوش آمده است
صبر این طایفه وقتی که به سر می آید
دیگر از خرد و کلان معجزه بر می آید
سنگ این قوم که سجیل شود می فهمید
آسمان غرق ابابیل شود می فهمید
پاسخت می دهد این طایفه با خون اینک
ذوالفقاری زنیام آمده بیرون اینک
هان!بخوانید که خاقانی از این خط گفته است
شعر ایوان مدائن به نصیحت گفته است
هان بترسید که این لشکر بسم الله است
هان بترسید که طوفان طبس در راه است
یا محمد(ص)! تو بگو با غم و ماتم چه کنیم
روز خوش بی تو ندیدیم به عالم چه کنیم
پاسخ آینه ها بی تو دمادم سنگ است
یا محمد(ص)! دل این قوم برایت تنگ است
بانگ هیهات حسینی است رسیده از راه
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
2-.....
ادامه مطلباولین کاروان دریایی همبستگی با مردم مظلوم بحرین که شنبه این هفته برای محکومیت جنایات آلخلیفه و آلسعود و گرامیداشت «آیات القرمزی» شاعره شهیده بحرینی، از تهران به سمت بحرین حرکت کردند، پس از اقامتی کوتاه در بندر دیر، حرکت خود را به سمت آبهای کشور بحرین آغاز کرد.
مهدی اقراریان دبیرکل جمعیت یاوران انقلاب اسلامی در گفتوگو با خبرنگار فارس با بیان اینکه اعضای کاروان در بندر دیر برای آخرین بار به دیدار خانواده معظم یک شهید انقلاب رفتند، اظهار داشت: اعضای 120 نفره کاروان هماکنون از بندر دیر به وسیله دو کشتی به سمت سواحل بحرین حرکت کردند.
وی گفت: کشتی اصلی کاروان به نام شاعره بحرینی خانم آیات القرمزی و کشتی دوم به نام سفینهالنجاة نامگذاری شده است.
دبیرکل جمعیت یاوران انقلاب اسلامی ادامه داد: حرکت ما به سمت آبهای بینالمللی آغاز شده و تا آنجا که ممکن است به سمت مرزهای بحرین حرکت خواهیم کرد تا بتوانیم نامهها و پیامهای ملت ایران را به دست ملت بحرین برسانیم.
وی با تأکید بر اینکه خود من به عنوان مسئول این کاروان درخواست کردم هیچ گارد نظامی همراه ما نباشد، گفت: تنها چیزی که همراه ما در این کاروان است، اندیشه و پیام ملت ایران است.
اقراریان با اشاره به اینکه یک سوم این کاروان را زنان، 10 کودک و تعدادی نوجوان تشکیل میدهند، خاطرنشان کرد: در کاروان ما دانشجویان و علمای اهل سنت نیز حضور دارند و اعلام کردند که از آرمان ملت بحرین حمایت میکنند.